عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
102
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
پروردند ، و چون بپادشاهى بنشست و تاج بر سر نهاد گفت : اين تاج بسر تنگست ، [ 1 ] آن را بفال بد گرفتند و دو ماه بيش امان نيافت و بمرد . [ 2 ] آزرمى [ 3 ] دخت بنت كسرى اين آزرمى [ 4 ] دخت سخت با دادوراى بود ، و هميشه ( دادخواهان را ) تيمار كشيدى [ 5 ] و سخن ايشان بشنيدى و انصاف ايشان بدادى از يك ديگر ، و نيكو نگرش [ 6 ] بود . فرخزاد بن خسرو فرخزاد چون به پادشاهى بنشست ، [ 7 ] بس خورد بود ، و نيز روزگار بسى نيافت ، و دو ( ماه ) پادشاهى كرد ، [ 8 ] و از وى كارى نيامد كه آن را اثرى بود ، بدين سبب خبر او نوشته نشد .
--> [ ( 1 - ) ] ب : شكست ؟ [ ( 2 - ) ] طبرى جشنسده از بنى اعمام پرويز را شخصى على حده از فيروز ابن مهران جشنس ميخواند ، و گويد كه اين شخص ثانى از بطن صهار بخت بنت يزداندار ابن كسرى انو شروان زاد ، و داستان تنگى تاج به اين شخص منسوب است ( 1 ر 631 ) و همين نام در بلعمى ( 1 ر 1208 ) فيروز بن مهران از بطن مهان دخت دختر يزداد بن انو شروان است . [ ( 3 - ) ] هر دو : ازرمى ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : ابن اررمى ؟ [ ( 5 - ) ] اصل : و هميشه بيمار كشتندى ؟ كلمات زايده و قرائت از ( ن ) است . [ ( 6 - ) ] يعنى نيكو نظر بود . [ ( 7 - ) ] ب : فرخزاد بپادشاهى چون بنشست . [ ( 8 - ) ] هر دو : دو پادشاهى ؟ حمزه : يك ماه و چند روز . طبرى : شش ماه . مسعودى : ملكه شهرأ ، و قيل : اشهرا .